ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

68

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

ما از انجام دادن آنها پوزش خواستيم با اين دستاويز كه در كشتى آب بسيار داخل مىشود و سواحل خاور و باختر بندر كم عمق است . از اين گذشته ما خود در اين زمان براى مقابله با دشمنان به باروت نياز فراوان داريم . امروز بعدازظهر خان با دشمنان افغان خود اندكى درگيرى داشت ( پشت برگ 3484 ) اينان به آهستگى از سوى لار تا روستاى سورو كه تا اينجا فقط يكساعت راه است و در سمت باختر قرار دارد پيش تاخته‌اند . گفته شد كه از سپاه خان فقط دو تا سه تن كشته و پنج تا شش تن زخمى شده‌اند . اما افغانان سى تا چهل زخمى و تلفات داشته‌اند . هيچكس دقيقا شمار كشتگان دو طرف را نمىداند . اما يقين است نسبت به بزدلى و جبنى كه ايرانيان گاه از خود نشان مىدهند خان شهامت استشمام بوى باروت را دارد و آتش تفنگ‌ها او را وادار به عقب نشينى نمىكند چون مدعى است كه تا خون در رگ‌هايش جريان دارد تسليم نخواهد شد . پنجشنبه 27 ، مدير شركت هلند نامه‌اى به زبان فارسى از بيگلربيگى شيراز و نامهء ديگرى از فرمانده افغانى در سورو دريافت داشت كه مضامين آنها در دفتر نامه‌هاى واردهء شركت درج است . از قضا در همين زمان سيد احمدخان به مدير شركت آگاهى داد كه در نبرد ديروز شمار زيادى از دشمنان خود را از پاى درآورده و اميدوارست كه آنها را تار و مار كند . بنابراين جناب رئيس شركت هلند دستور داد تا به سبب دريافت اين خبرها توپها را شليك كنند تا هر دو حريف بپندارند كه اين شليك به نفع آنها شده و نشانهء ابراز شادمانى است . امشب نزديك ساعت 10 چنان صداى تيراندازى با تفنگ چخماقى از سوى شمال شهر به گوش مىرسيد كه پنداشتى حمله يا جنگى آشكار در - گرفته است . اما ( 3485 ) در پى ورود هفت افغان كه خود را به مدافعان شهر نشان داده فرياد زدند كه فردا صبح خدمت مىرسيم و بىانجام دادن هيچ كارى بازگشتند مردم به توهم دچار شده در زمان در سراسر شهر آماده باش اعلام شد . و به محض اينكه گروهى انبوه از زنان و كودكان بىدفاع براى پناهندگى به ساختمان شركت هلند هجوم آوردند بسيارى از سپاهيان گمبرونى پست‌هايشان را ترك كردند .